محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
100
اكسير اعظم ( فارسى )
سرشته نافع است . بالجمله آنچه در علاج امراض دماغى بخارى مذكور شد به عمل آرند از تنقيه خلط غالب و تعديل آن و تقويت سر تا بخارات را قبول نكند و جوارش طباشير و خميره خشخاش سفوف كشنيز و آمله و طباشير و شربت رنگتره همه براى صداع بخارى مفيد است . و اگر تولد ابخره در معده و ديگر اعضا بود تدبيرش در علاج صداع شركى خواهد آمد . شيخ مىفرمايد كه اگر سبب صداع صعود بخارات از اعضاى بدن باشد قبل دوره صداع فواكه بخورند . و اگر حاضر نباشد آب سرد بنوشند و اگرچه بر نهار بود و از فواكه كثير الوافقه بهى است و كشنيز نيز منجله موانعات صعود بخارات است . گيلانى مىنويسد كه از معالجات صداع حادث از بخارات محتنقه قى كردن است و ريختن آب نيمگرم بر سر و دستها و پايها و مالش پايها و نوشيدن آب انار ميخوش و غوره و سكنجبين و چشيدن ترشى ترنج و تغريق رأس به روغن گل و خواب كردن و شميدن بنفشه تر و نيلوفر و تغذيه بچوزه مرغ به آب غوره و سكباج ماهى صخرى و از فواكه امرود و بهى و انار نافع و باقى علاجش علاج صداع حار است و به مثل اين تدبير تدبير صاحبان صداع تابع سخونت اخلاط نمايند اگر كميات اخلاط زائد نبود و اگر زائد باشد تنقيه آن و تعديل مزاج نمايند . علاج صداع بخارى خارجى ابخره رديه كه از خارج بسر برسد و در دماغ محتقن شود در اكثر حار مىباشد و بارد كمتر بود مثل بخارات مواضع متكرجه حمائيه و در علاج اين نيز تجليل و تعديل مزاج مثل علاج صداع ريحى خارجى احتياج افتد پس در ابخره حار بنطولات معتدل تحليل آن نمايند اگر ابخره بسيار محتبس بود و در آنجا از علامات احاله او بسدر و دوار باشد روائح طيبه معتدله مثل گلاب و روغن گل و نيلوفر و بنفشه ببويند . و اگر حرارت شديد محسوس شود كافور و صندل بويند و در حمام به آب گرم و ختمى تحميم سر كنند . و اگر ابخره بارد باشد بوئيدن مشك و جندبيدستر كفايت كند . و اگر ابخره دخانى باشد احتياج ترطيب شديد بادهان مذكوره و ديگر مرطبات افتد و به مثل اين روغنها استنشاق شديد نمايند تا به بالا منجذب شوند و در آنجا بماند بعده از افشاندن بينى برآرند و باز تجديد كنند و همچنين دائم عمل نمايند و كذلك گلاب و آب بيد و آب كدو به عمل آرند و بر بخار اين آبها انكباب كثير نمايند . و اگر از ابخره مذكوره آفت و سوء مزاج پيدا شود چنانچه از دخان كبريت و زرنيخ و مانند آن مىباشد كافور در روغن كدو استعمال كنند كه يكى از آنها تبريد و ديگر ترطيب كند و همچنين كافور در روغن كاهو و روغن بنفشه به عمل آرند و در مكان برگ بيد و رياحين رطب فرش كنند و مبردات و مرطبات مانند ماء الشعير و مانند آن غذا سازند . علاج صداع سدى بدان كه سده يا در جوهر دماغ و يا در آورده كه اندر آن است و يا در شرائين آن و يا دراورده حجب داخله او و يا در شرائين آن حادث مىشود و سبب سده گاه ورم مىباشد و گاه كثرت مواد يا غلظت يا لزوجت نمىباشد مگر در بلغم و غلظت در بلغم و سودا است و بلغم سده مىآرد بلزوجت و بغلظت و بكثرت خود و سودا به سبب غلظت و كثرت و صفرا به سبب كثرت و همچنين خون . بالجمله بعد تلطيف و تقطيع ماده به انضاج تنقيه آن نمايند به ددستورى كه در علاج امراض دماغى سدى مفصل مسطور شد اما در سده بلغمى تلطيف ماده از نطولات و اضمده و شمومات نيز كنند پس هرگاه ماده مستعد خروج گردد و به مسهل و به حبوب مخرج بلغم و غراغر و سعوطات و عطوسات استفراغ نمايند و در سده سوداوى بعد فصد و مسهل سودا اضمده و نطولات استعمال كنند . و بالجمله علاج صداع سدى قريب است از علاج صداع بلغمى و سوداوى و آن مفصل مذكور شد و بعد تنقيه تقويت دماغ و تعديل مزاج آن به حسب انحراف آن اگر اخلاط حار باشد به ادويه بارده . و اگر بارد باشند به ادويه حاره و همچنين رطبه و يابسه به ضد آنها و تغذيه به اغذيه لطيفه غير منجره نمايند و آنجا كه سبب سده ورم باشد تدبيرش علاج صداع ورمى است . علاج صداع ورمى بدان كه ورمى كه محدث صداع گردد گاهى در حجب دماغ و مجارى آن افتد پس اگر حار بود سرسام حار گويند و اگر بارد باشد لثيرغس نامند . و اگر مركب باشد سبات سهرى خوانند و گاهى صلب سوداوى بود و گاه باشد كه در نفس دماغ و جوهر آن افتد اگر حار بود فلغمونى يا حمره باشد و الا بارد بود و گاه در حجاب خارج